سی و هشت سال و خورده ای
-
تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 17:18
به قول دوستی وبلاگ مانند موسیقی سنتی می ماند ...تو این ایامی که همه سرشون تو واتس آپ و اینیستا و تلگرام و... هستش واقعا کی دیگه میاد وبلاگ نویسی کنه؟!!!هیچ کس .. هیچ کس جز کسایی که یه زمانی عاشق وبلاگ نویسی بودند. و صد البته عاشق وبلاگ گردی بودند...بهر حال وبلاگ نویسی برای من حکم خاطره نویسی در دفتر...
سی و هشت سال و خورده ای...
-
تاریخ: 1402/12/1 ساعت: 0:51
به قول دوستی وبلاگ مانند موسیقی سنتی می ماند ...تو این ایامی که همه سرشون تو واتس آپ و اینیستا و تلگرام و... هستش واقعا کی دیگه میاد وبلاگ نویسی کنه؟!!!هیچ کس .. هیچ کس جز کسایی که یه زمانی عاشق وبلاگ نویسی بودند. و صد البته عاشق وبلاگ گردی بودند...بهر حال وبلاگ نویسی برای من حکم خاطره نویسی در دفتر...
رمضان٢٠١٧
-
تاریخ: 1401/4/3 ساعت: 2:19
طبق معمول اين چند وقته بيمارستان ميلاد هستم، اما اين سري نه براي خودم،،، براي خانومم اومديم،،، كم كم بلد شدم تو اين بيمارستان به اين شلوغي كجا برم و چكار كنم،،، بار اولي كه اومده بودم شلوغي درمانگاه رو كه ديدم رفتم
اردیبهشت 97
-
تاریخ: 1397/11/10 ساعت: 22:46
سلام... امروز چهارشنبه 19 اردیبهشت سال 97 ساعت حول و حوش 4 بعد از ظهره... بعد از مدت ها فرصت شد تا بیام چند خطی بنویسم... تو این چند وقتی که نبودم کلی اتفاقات عجیب و غریب تو زندگی ام افتاد... 1- 10
فرزندی بنام مهدی
-
تاریخ: 1397/11/10 ساعت: 22:46
سلام.... بقول اقای رادمان دوست قدیمی ام که می گفت وبلاگ مثل اهنگ های قدیمی و سنتی هستن که هیچ وقت فراموش نمیشن ... بنده هم در کنار اینیستا و تلگرام و ... هر از چند گاهی دوست دارم به وبلاگ ها سر بزنم .
http://sobhan26.blog.ir
-
تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 14:23
با سلام خدمت دوستان بالاخره این سایت بلاگفا با ما کاری کرد تا نقل مکان را بهترین حالت ببینیم...دوستان جوانم می داند ما بخواهیم کسی را تحریم کنیم دیگر راه ندارد که به حالت اولیه برگردد بلاگفا اینقدر بی معرفی هم کرد که نذاشت آدرس وبم رو توی پست بذارم پس کسی منو خواست بیاد اون آدرسه که توی عنوان پستم
بهار پلاس
-
تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 14:23
هو رئوف ساعت 14:55 روز دوشنبه 95/01/23ایام به کام است... آمدن بهار با آمدن بهارم همراه بود... چه لذتی داره عقد آدمی در حرم اربابش خوانده شود... خدایا شکرت... از بابت همه لطف هایی که به من داری... هوای خوب بهاری چه لذتی دارد در کنار محبوبت باشی... چه لذتی دارد وقتی می دونی که داره نوشته هایت را می خو
احوال اردیبهشت یا اردی جهنم
-
تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 14:23
سلام.. خیلی وقت شده که نتونسته بودم فرصتی رو پیدا کنم برا ثبت خاطرات...کارم رو یک ماهی میشه عوض کردم... رفتم تو حسابداری یه شرکت خصوصی... جو خوبی داره...الحمدلله... خیلی برام مهم بود این مسئله... زندگی متاهلی هم دوران جالبیه... خوب و بد زندگی هم دارد می گذرد... دو هفته قبل برا عید مبعث با عرفان و پو
کربلای رمضانیه
-
تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 14:23
دوشنبه آخر ماه رمضان بود... از علی مرخصی سه شنبه رو گرفته بودم..بهر حال چهارشنبه و پنجشنبه هم که تعطیل باشه... میتونستم تو این 4 روز تعطیلی یه سفر کربلا برم و بیام... کسری و رفیقش هم که اومدنشون با من قطعی بود...یه جواد مونده بود که اون هم عصر دوشنبه گفت من هستم...دوشنبه شب بعد افطار علی عزیزی اومد
شب كنكور
-
تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 14:23
١٢ سال پيش شب كنكور ،،، اونقدر حالم خوب بود كه شب رو تو حياط خونه خوابيدم،،،نماز صبح خوندن هم برا خودش حال عجيبي داشت،،،تو همين اوضاع احوال بودم كه فكري تو ذهنم منو درگير خودش كرد،،،اونقدر غرق در فكر كردن بودم كه نفهميدم كي طلوع فجر شده...اگر خبر آمد امروز امام زمان ظهور ميكند،،، چكار ميكنم؟مثل ساب
مهر 95
-
تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 14:23
دلم برا وبلاگم تنگ شده بود... فکر نمیکردم هنوز پیغام داشته باشم...یکی از پیغام ها برایم جالب بود... خیلی دوست دارم بدونم منظور صاحب متن با کی بوده؟ سلام. دنبال پستی بودم که بتونم نظرمو بذارمو ببینی. یه مطلبی از سایتت خوندم. اونجا نتونستم نظرمو بگم. اسم چند نفر از دوستانتو نام بردی.خواستم بگم یکیشون
متولد بهمن
-
تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 14:23
تو آخرین ساعت منتهی به بهمن ماه 95 هستیم... دست به نوشتن گرفتم و یاد ایام را در ذهن مرور میکنم...دیگر طاقت خواندن خاطرات وبلاگ را ندارم! گذشته ای که با فراغ عزیز ترینم همراه است... میروم و میگردم و اولین آهنگی که برای وبلاگم را گذاشته بودم پیدا میکنم... گوش میدهم و می نویسم... از زمانی مینویسم که سر